ل...

لنگه های چوبی در حیاط مان

گرچه کهنه اند و جیرجیر می کنند

                                     محکمند

خوش به حالشان

که لنگه ی همند

آ...

آمد رمضان و التهابی است به لب

هر لحظه مرا حسرت آبی است به لب

با شوق لب تو (ربنا) می خوانم

هر بوسه دعای مستجابی است  به لب

پ...

پرواز چه لذتی دارد

وقتی

زنبور کارگری باشی

که نتوانی

عاشق ملکه بشوی

 

***

عاشقانه های یک زنبور کارگر

***

این هم ارسطو!

واران

گزیده اشعار  که توسط نشر تکا(توسعه کتاب ایران ) در ۲۰۴ صفحه و با شمارگان ۳۰۰۰ نسخه چاپ شده.شعرهای سالهای ۷۱-۸۶ را شامل می شود.از این کتاب فقط ۲۵ جلد آن سهم من بوده که چیزی حدود ۱۰ جلد به دستم رسیده.البته پشت جلد کتاب هم خنده دار شده-به واسطه ی نوشته ای که مربوط به بنده خدایی دیگر بوده و برای من نوشته شده!!-شرمنده ی دوستانم که نمی توانم تقدیمشان کنم!

 از استقبال خوب دوستان از (تو کنار آتشی  من برف پارو می کنم) متشکرم.برای همه ی عزیزانی که خواسته اند ارسال شد.انشاءالله به زودی چاپ دوم را منتشر خواهم کرد.

این هم شماره حساب ۰۳۰۳۳۹۰۵۵۶۰۰۶ سیبای بانک ملی به نام خودم این هم شماره کارت:۶۰۳۷۹۹۱۰۵۹۷۷۵۶۴۷

دوستان ایلامی هم می توانند کتاب ها را در این نشانی پیدا کنند:

ایلام-خیابان خرمشهر-روبروی بنیاد جانبازان-خدمات پس از فروش کیان نور ایلام

چند رباعی از مجموعه ای آیینی که شاید به زودی...

 

۱

یک عمر تو زخم هایمان را بستی

هر روز کشیدی به سر ما دستی

شعبان که به نیمه می رسد آقا جان!

ما تازه به یادمان می آید هستی!

 

۲

هم چاه سر راه تو باید بکنیم

هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم

این نامه ی چندم است که می خوانی؟

داریم رکورد کوفه را می شکنیم

 

۳

هر روز به ما اگر که سر هم بزنی

بر ریشه ی خواب ما تبر هم بزنی

آقا تو که خوب می شناسی ما را

 زنگ در خانه را اگر هم بزنی...

 

***

به یک دلیل خیلی ساده در بسیاری مواقع در پاسخگویی به کامنتها و محبت های دوستان تاخیر می شود: کامپیوتر شخصی ندارم و گاه گداری به کافی نت ....ببخشید!

***

 

د...

دیدم که دهان او پر از مورچه است

سرتا سر جان او پر از مورچه است

مرگ امده تا مرا از اینجا ببرد

حتمن چمدان او پر از مورچه است.

 

***

*مرگ با چمدانی از مورچه از راه می رسد-رسول یونان

*چاپ چهارم (کم کم کلمه می شوم) و (تو کنار آتشی  من برف پارو می کنم ) رسیدند.به مرور برای دوستانی که خواسته اند پست می کنم.

 

م...

مادرم

آفتاب را

توی ماهتابه سرخ می کند

روزهای من

طعم زرد چوبه می دهند

***

 

دوستانی که کتاب را می خواهند پیام خصوصی بگذارند.قیمت کتاب هم ۲۰۰۰ تومان است!!
 

ب...

 

به  میوه فروشی رفتم

گیلاس ها

در گوش هم پچ پچ می کردند

در (میشخاص)

دو زرد آلو

عاشق همدیگر شده اند.

 

***

گفتگوی روزنامه قدس با من!

به زودی منتشر می شود:


تو کنار آتشی ، من برف پارو می کنم

شعرهای فرهاد شاهمرادیان( به زبان کردی جنوبی)


ترجمه : جلیل صفربیگی

 

(متن دو زبانه)




از همین مجموعه:

1

مادرت نفرینت کند
برادر و خواهر و پدرت بمیرند
دزد دار و ندارت را بزند
اما کسی آبرویت را نریزد


2

نبین بی دست و پای ام
هر سازی بزنی می رقصم
تو چشمه ای هستی
که گرداگردش را تله گذاشته اند
من بچه کبکی
که از دور
له له می زنم برایت

3

چشم هایش
گاه آب اند گاه آتش
گاه مومن اند گاه کافر
یکیشان خیر است
دیگری شر


****

ا...

اسبی که به روی قالی خانه ی ماست

در تاخت و تاز خالی خانه ی ماست

آن گاو که در تابلو نقاشی است

خوشبخت تر از اهالی خانه ی ماست!

***

چاپ چهارم "کم کم کلمه می شوم" در راه است!اگر کسی خواست خبر بدهد!!

ز...

زنبیل پر از ترانه در دستش بود

یک نامه ی عاشقانه در دستش بود

ختم صلوات داشت باران انگار

تسبیح هزار دانه در دستش بود

***

قدم زدن یک کروکودیل در رباعی نقد انسیه موسویان بر >کم کم کلمه می شوم< روزنامه جام جم

ب...

با سرعت بی مهار واگن هایش

با لشکر بی شمار واگن هایش

از   دور  قطار  زندگی  می  آید

تنهایی و مرگ بار واگن هایش

ا...

از آتشم و زبانه ام گم شده است

از بادم و آشیانه ام گم شده است

از آبم  و رود  رود  سر گردانم

در خاک کلید خانه ام گم شده است

 

***

مروری بر رباعی امروز

برای میثم یوسفی ، شاعر و ترانه سرا

چون رود ، روان شدی ، رها و سر مست

دریا  کم کم  به موج هایت پیوست

باران دارد به سمت تو می آید

هر قطره گرفته است چتری در دست


***
متن کامل نقد دکتر بهرام پرور را می توانید اینجابخوانید و نظر بدهید


 

ا...

او مثل همیشه خواب هایش آبی است

کار من بی چاره ولی بی خوابی است

من گربه ی ولگرد خیابان هستم

او گربه ی چاق و چله ی قصابی است

(تو خواب عشق می بینی من خواب استخوان -اورهان ولی کانیک)

***

توی چمدان ماه خورشیدی هست

نقد دکتر بهرام پرور بر (کم کم کلمه می شوم)

همشهری

اصل نقد مفصل تر و کامل تر از این مطلب است!

ی...

 

یکی یکی

پله ها را بالا می آیم

اولی 

دوستت دارم

دومی

دوستت دارم

سومی

 دوستت دارم

در را که باز می کنم اما...

حالا سالهاست

دسته گلی در گلویم گیر کرده است.

 

این لیست نمایشگاه کتاب ۲۱

****

 

و...

وقتی که می بینمت

پرنده ای در گلویم آواز می خواند

اسبی در سرم شیهه می کشد

و باران

و باران

و باران

****

(کم کم کلمه می شوم) در نمایشگاه کتاب در غرفه های زیر عرضه می شود

*سالن شبستان اصلی-راهرو ۲۵- غرفه ۲۱ - نشر هنر پارینه

* سالن شبستان اصلی- راهرو ۱۴-غرفه ۳- انتشارات شانی و دقایق

***

 

 

جشنواره شعر اردیبهشت

 

برای مصطفی حسن زاده

د...
در وصف تو از ازل کم آورده دلم

اندازه ی صد غزل کم اورده دلم

در عشق تو  من ماهی خردی هستم

دریایی تو! بغل  کم  آورده  دلم

***
نشانی تعدادی از کتابفروشیهایی که (کم کم کلمه می شوم) را دارند:

*کتابفروشی خانه شاعران -روبروی دانشگاه تهران-پاساژ فروزنده-طبقه منفی یک-واحد 212

*کتابفروشی نشر چشمه-خیابان کریمخان زند-نبش  میرزای شیرازی

*نشر ثالث-کریم خان زند

* گیشا-مرکز خرید گیشا-گالری فرهنگی لورکا

* اصفهان-خیابان چهارباغ عباسی-مجتمع تجاری چهارباغ-کتابفروشی زمان

*تبریز-خیابان حجتی-روبروی دبستان فضیلت-نشر میلان-کتابفروشی علوی
*شیراز-خیابان زند-پاساژ بحرینی-طبقه همکف-کتابفروشی سمندر
*شیراز-خیابان زند-روبروی خیابان انوری-جنب بانک ملی شعبه کوثر-پاساژ صاحب زمان(عج)-پلاک ۶-کتابفروشی بچه های کتاب
*کرج-فلکه اول گوهر دشت-روبروی پیتزا آوا-فروشگاه محصولات فرهنگی بهمن
 
*مشهد-میدان تقی آباد( دکترشریعتی)-ابتدای خیابان دانشگاه-انتشارات ترانه
 
*بندرعباس-سیتی سنتر-کتابفروشی جی بل
 
*خوی-خیابان امام -روبروی ساختمان ایرانمهر-طبقه فوقانی آزمایشگاه زریاب خویی-مرکز فرهنگی آدونیس

 رشت:

1: خیابان امام خمینی_روبروی بازار _ کتابفروشی فرازمند_تلفن: 2222751

2: میدان شهرداری_ ابتدای خیابان سعدی_ مجتمع فرهنگی مهران_ 2244488

3:میدان شهرداری_ مقابل هتل اردیبهشت نو _ کتابفروشی ادیب_ 2236805

4:میدان شهرداری_ جنب کتابخانه ملی_کتابفروشی امیر کبیر _2237003

5: نمایشگاه کتاب آفتاب هشتم _ میدان شهرداری_ ابتدای خیابان سعدی_مجتمع

فرهنگی هنری خاتم الانبیا _ طبقه همکف _ 2235787

 

 

ا...

این سنگ مگر چه دیده که سنگ شده

بار چه غمی کشیده که سنگ شده

این سنگ...-مگر سنگ شدن آسان است؟-

در خود چقدر دویده تا سنگ  شده؟

 

***

چاپ سوم (کم کم کلمه می شوم) یک هفته ای است رسیده و مشغول ارسال برای دوستان هستیم.خوشبختانه به کمک دوستان عزیز استقبال بسیار خوب بوده  که جا دارد از عزیزانی که در شهرها و استانهای خود زحمت فروش و توزیع کتاب را متقبل شده اند قدردانی کنم.تا روز شنبه برای کسانی که نشانی داده اند ارسال می کنیم.و البته همچنان منتظر نشانی کسانی که تمایل دارند کتاب را تهیه کنند(بخرند!) یا در شهر و استانشان توزیع نمایند!(بفروشند!)

ا...

امسالم و پیرارم و پارم رد شد

از شهر جوانی ام قطارم رد شد

مانند زنی سبزه بهار عمرم

زنبیل به دست از کنارم رد شد

****

س...

سرگشته ی اویم از ابد تا ازلش

سر در گم چشم های شیر و عسلش

آمد که بهشت را بسازد با من

با سطل خمیر بازی اش در بغلش

***

خوشبختانه با کمک دوستان عزیزم در اقصی نقاط کشور و استقبال بسیار خوب عزیزان چاپ دوم کتاب نیز در حال تمام شدن است و با سفارش هایی که دوستان داده اند  و هماهنگی هایی که با ناشر محترم شده به زودی چاپ سوم کتاب را منتشر خواهیم کرد.از بهمن ماه تا حالا کتاب را برای عزیزانی که درخواست کرده بودند و نشانی دادند ارسال کرده ام-چیزی حدود ۱۵۰ آدرس- که از صد جلد تا یک جلد را شامل می شود- که البته هنوز برای ۳۵ نفر از دوستان نتوانسته ام ارسال کنم که ظرف چند روز آینده انجام خواهد شد.قیمت کتاب همچنان!!۲۵۰۰ تومانه که با تخفیف ۲۰۰۰ تومان می شود!! شماره حساب هم (۷۳۸۳۴ بانک ملی شعبه  میدان امام خمینی ایلام به نام خودم می باشد)

سال خوبی داشته باشید

 
م...
 
مچاله اش نکن
 
در این شعر
 
گنجشکی روی تخم خوابیده!
 
****
 
م...
 
من نام کسی نخوانده ام الا تو
 
با هیچ کسی نمانده ام الا تو
 
عید آمد و من خانه تکانی کردم
 
از دل همه را  تکانده ام الا تو
 
 
***
 
ا...
امسال بهار بی تو آغاز نشد

امسال گذشت و باز اعجاز نشد

کی سین سلام بر لبت می شکفد؟

عید آمد و سفره ی دلم باز نشد


***
با چند روزتاخیر ناگزیر چاپ دوم کتاب با شمارگان 2500 جلد منتشر شد. در اولین فرصت برای دوستانی که نشانی داده اند و درخواست کرده اند می فرستم.

***
دوستانی تهرانی می توانند کتاب را در نشر چشمه(خیابان کریم خان زند نبش میرزای شیرازی ) و نشر ثالث(خیابان کریم خان زند) و کتاب فروشی خانه شاعران ایران و كتاب فروشي خانه هنرمندان تهیه کنند.


 

بر اساس شعری از علی رضا بابایی

ب...

بد جور به کاه و یونجه وابسته شده

پایش به طناب زندگی بسته شده

افتاده به جیک جیک کردن حالا

گاوی که ز گاو بودنش خسته شده

 

***

همچنان منتظر دریافت چاپ دوم کتاب هستم.چاپ سررسید و تقویم و پوسترهای تبلیغاتی نمایندگان مجلس کار را به تاخیر انداخت و بنا بر قول چاپخانه ی محترم تا پایان هفته کتاب به دستم خواهد رسید که در اولین فرصت برای تمامی عزیزانی که نشانی داده اند ارسال می کنم.باز هم ممنونم از لطف و عنایت دوستان مهربان .

ت...


تا دست تو آرام به روی در زد

دیوار به رقص آمد و در پرپر زد

تا خواستم ارام صدایت بزنم

پروانه ای از روی لبانم پر زد

****


چ...

چون شاخه که بر درخت آویخته است

به زندگی اش چه سخت آویخته است

چون کهنه ی بچه آرزوهایش را

بر روی طناب رخت آویخته است

***

اول : سپاس از لطف دوستانی که محبت کردند و توزیع و فروش کتاب را در شهرهایشان بر عهده گرفتند.به طوری که تا دیروز چاپ اول کتاب تمام شد .

دوم : با صحبتهایی که با ناشر محترم شده چاپ دوم کتاب تا هفته ی آینده منتشر خواهد شد.

سوم : دوستانی که تا دیروز نشانی پستی داده اند تا فردا کتاب را برایشان ارسال می کنم به تعدادی که خواسته اند.برای خیلی از دوستان هم ارسال شده که یا به دستشان رسیده و یا به مرور به دستشان می رسد. عزیزانی هم که طالبند از هفته ی آینده و از چاپ دوم کتاب برایشان می فرستم.-هر تعداد که بخواهند -

چهارم : عزیزانی که کتاب را به کتابفروشی های شهرشان داده اند اسم و نشانی کتابفروشی را به من اعلام کنند که همین جا بنویسم.

پنجم: با عرض معذرت و شرمندگی از دوستانی که کتاب به دستشان رسیده یا می رسد : قیمت پشت جلد کتاب ۲۵۰۰ تومان است که با تخفیف ۲۰۰۰ تومان!؟ می شود که دوستان به حساب شماره ی ۷۳۸۳۴ نزد بانک ملی شعبه ی میدان امام ایلام به نام خودم واریز کنند!؟!-

ششم: متاسفانه وضعیت چاپ و نشر و پخش کتاب در کشور ما به شکلی است که مجبور می شویم چنین کارهایی!!بکنیم و باعث زحمت دوستان شویم.امیدوارم مافیای پخش و چاپ و....از ایران ریشه کن شود!!

ب...

بر سفره گذاشت تکه های نان را

پر کرد از اندوه دلش لیوان را

سمفونی تلخ قاشق و چنگال است

انگار که مرگ می نوازد آن را

***

 

با چند روز تاخیر (کم کم کلمه می شود) چاپ شد.خوشبختانه از نظر کیفیت هم مطلوبه.طرح جلد را سرکارخانم مرمرالفت شاعر و گرافیست توانا زحمت کشیده اند که همین جا از ایشان تشکر می کنم .طرحی که خانم الفت زحمت کشیده بودند بسیار زیباتر از اینی بود که هست اما به دلیل سهل انگاری من و ناشر محترم  آن چه که مد نظر ایشان بود در عمل اتفاق نیافتاد.به هرحال از خانم الفت عذرخواهی می کنم.

بسیاری از دوستان هم در حق این کمترین لطف کرده اند و توزیع کتاب را در شهرها و استانهای خودشان بر عهده گرفته اند که از تمامی این عزیزان سپاسگزارم.چون تعداد دوستان زیاد است-تا حالا ۲۸ نفر- از ذکر اسامی خودداری می کنم. از همین امروز هم کتاب ها را به نشانی دوستان ارسال می کنم

تقریبا دویست جلد از کتاب باقی مانده که اگر بازهم کسی از دوستان تمایل داشت  می تواند کامنت خصوصی بگذارد!

 

 

 

د...

از شیر گرفت بچه رویا ها را

در بستر شب گذاشت فرداها را

او مادر ماهیان بسیاری بود

عمری تر و خشک کرد دریاها را

 

****

ممنون از دوستانی که اعلام آمادگی کرده اند برای توزیع کتاب.هنوز هم منتظر نشانی دیگر دوستان هستم!

کم کم کلمه می شوم

پول کلم و هویج ها را پرداخت

کم کم کلمه...قافیه هایش را باخت

جوشید دلش میان سیر و سرکه

با شعر نمی شود که ترشی انداخت!

***

کم کم کلمه می شوم

مجموعه رباعی-۹۶ صفحه-شامل حدود ۱۸۰ رباعی (۷۰رباعی جدید و گزیده ای از رباعی های پیشین) به زودی(تا دو هفته ی دیگر) منتشر می شود.دوستانی که تمایل دارند خریداری!!!کنند پیام بذارند یا ایمیل بزنند.اگرهم دوستی می تواند در شهرش توزیع کند اطلاع دهد!!

دوستانی که تمایل دارند نشانی پستی شان را ایمیل کنن یا پیام خصوصی بذارن.

 

السلام علیک یا ابا عبدالله!

 

۱

آن روز حسین یک صدا زینب بود

آیینه ی غیرت خدا زینب بود

زینب زینب زینب زینب زینب

آن روز تمام کربلا زینب بود

 

۲

هرچند کلاس درس او یک واحه ست

راهی که به انجا نرسد بی راهه ست

پیران همه طفل مکتب او هستند

این پیر طریقتی که خود شش ماهه ست

 

۳

در پیش تو  عشق مشق غیرت می کرد

غیرت به شجاعتت حسادت می کرد

آن روز خدا به کربلا آمده بود

با دست بریده ی تو بیعت می کرد

 

۴

عمری است اگرچه پیش رویت خجلم

با عشق تو آمیخته است آب و گلم

هرچند شبی دراز دارم در پیش

پیش قمر تو سخت قرص است دلم

 

۵

شد قطع دو دست نازنینت عباس!

جز عشق مگر چه بود دینت عباس؟

در یاوری عشق برون آمده بود

دستان خدا از آستینت عباس!

 

م...

مه پشت در است رود سرگردان است

بی چتر نرو! خانه پر از باران است

از جانب من ببوس ماهی ها را

یادت نرود کلید در گلدان است.

همه ی رباعی ها برای دکتر سهرابی

 

۱

گیسوی فرشته ها رها در باران

لرزیدن شانه های ما در باران

چرخیدن دستمال رنگین در باد

رقصیدن کردی خدا در باران

 

۲

لرزان لرزان گشود بالی در باد

ناگاه  دویدن   کژالی  در  باد

لرزان "له رزان له ر زان هو له ر زانه!"

چرخید دوباره دستمالی در باد

 

۳

وقتی دل ایلام ز غم می گیرد

انگار که شعله در " شلم" می گیرد

یک مرتبه بغض "سیمره" می ترکد

با "هوره" کبیر کوه دم می  گیرد

 

۴

آویشن و پونه خواهرانم هستند

بادام و بلوط هم زبانم هستند

من خون کبیر کوه در رگ دارم

"مانشت" و " شلم"  برادرانم هستند

 

****

-کژال: غزال

-له رزان له رزان...larzan larzan hoo larzana از ترانه هاي مشهور كردي

-شلمshalam كوهي در ايلام

-مانشت manesht كوهي در ايلام

-كبير كوه -كوهي در ايلام

-سيمره: رودي در ايلامsaymareh

-هوره: آواز اساطيري و بومي كردها hooreh

 

 

م...

مانند همیشه دست و پایش گم شد

در هق هق زندگی صدایش گم شد

مرگ آمد و رفت در نخ زندگی اش

زن توی کلاف کاموایش گم شد.