ی...

 

یکی یکی

پله ها را بالا می آیم

اولی 

دوستت دارم

دومی

دوستت دارم

سومی

 دوستت دارم

در را که باز می کنم اما...

حالا سالهاست

دسته گلی در گلویم گیر کرده است.