برای ایران دزد زده

این روزها و ماه ها و سال ها!کم نشنیده ایم و نخوانده ایم که "آمدند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند"و چقدر هم این بردن ها و غارت ها عادی شده.و چه راحت همه کنار آمده ایم با این غارت ها.کاری البته -وظاهرا- نمی شود کرد.جز آنکه کلماتی را به استخدام در آورد و فریادی هرچند کوتاه بر سر این غارت گران کشید.همین!

برای ایران دزد زده

گنجی است که غارت شده است از آغاز

از چارطرف شده ست درهایش باز

این گنج مگر چقدر گوهر دارد؟

دزد آمد و...نه!نرفت و دزد آمد باز

 

برای ایران دزد ها

عمری ست اسیر دامتان است ایران

غارت شده ی تمامتان است ایران

شاه و شیخ و امیر و سردار و وزیر

ارث پدر کدامتان است ایران؟

 

 

ب...

بدجور نشسته گرد تنهایی هات

برقاب سیاه و سرد تنهایی هات

نشکن دلم-این آینه ی سنگی را-

شاید بخورد به درد تنهایی هات

 

 

 

دوست

ن...

نه تاب و توان نه جسم و جانی دارم

نه پیش کسی نام و نشانی دارم

خوشحال از آنم که برای سگ دوست

در کیسه ی پوست استخوانی دارم