اگر

اگرمن نبودم

اگر برادرم نبود

گرسنگی کجا زندگی می کرد؟

کانال تلگرام شعرهای من

 

کانال تلگرام شعرهای من 

 

https://telegram.me/js313

 

 

مورموران!

چشمت ، دهنت، نه! حتی دستت

کس نیست در این زمانه بالادستت

ای آن که زبان مورموران بلدی

از پوست من حرف بکش با دستت

غار

غاری یک نفره ام
در طبقه ی دوم آپارتمانی
در محله ای شلوغ
صبح ها
بیرون می زنم از خودم
دنبال کوهی
که جا برای غاری یک نفره داشته باشد
شب ها
بر می گردم به خودم
آتش روشن می کنم
و روی دیواره هایم
طرحی می کشم
از معشوقه ای
که ندارم

روزی

روزی عسل چشم تو را دزدیدم

از آب لبات دهنت نوشیدم

درنیمکتم نرفت غیر از تو کسی

تا آن که لواشکی تو را بوسیدم

تب

ناگاه به تب دچار شد لب هایم

کم کم به رطب دچار شد لب هایم

آغوش نکردی بغلت کردم من

بوسیبمت و انار شد لب هایم