د...

در جزر تو ناگاه می افتد دریا

در حوض تن ماه می افتد دریا

زیبایی ات آب را روانی کرده

دنبال تنت راه می افتد دریا

ش...

برای دکتر محمدرضا ترکی

شاید بتوان راه بیانش را بست

یا اینکه رگ  خون روانش را بست

زخمی که روایت گر دردی باشد

با چسب نمی توان دهانش را بست.

***

 

محض ریا جهت اطلاع!

زندگی مربع وار انسان معاصر

گفتگوی (همشهری )با من

ل...

لب تر كن عزيز! آب بيدار شود

لبخند بزن كه خواب بيدار شود

در باور ما شب زدگان روز بريز

پلكي بزن آفتاب بيدار شود.

ب...

بر شانه عجب بار سترگی دارد

در سینه ی خود دل بزرگی دارد

نگذار که با تو چشم در چشم شود

در میشی چشم هاش گرگی دارد.

 

***

استاد ارجمند جناب دکتر ابن محمود عزیز درپیامی که برای رباعی سه پست قبل نوشته اند فرمایشی متین و درست داشته اند که :

(نویسنده: ابن محمود
جمعه 27 مهر1386 ساعت: 11:7
سلام مؤمن!
راستياتش اين رباعي خيلي ما را قلقلك ندارد.
در رباعي قبلي هم ان قلتي لازم است:
اگر چند تا پيچك بهم بپيچند. عشق اتفاق مي افتد؟ نه، حضرت عباسي اتفاق ميافتد؟
حالا اگر دو تا پيچك بودند چيزي! اين عشق دسته جمعي قدري كراهت دارد.
از ما گفتن بود، دگر خود داني!)
که بنا به وظیفه ی شاگردی ضمن سپاس از ایشان رباعی را به این صورت اصلاح کرده ام .اگر چه باز هم جای کار دارد:
 
یک حادثه یک درنگ اندک در هم
 
جاری شدن دو رود کوچک در هم
 
جز عشق مگر چه می تواند باشد
 
پیچیدن ساقه ی دو پیچک در هم
 
باز هم از تذکر استادانه ی دکتر ابن محمود تشکر می کنم.
 
****
 
قالب جدید وبلاگ هم کار دوست بسیار عزیزم جناب آقای محمدرضا سلطانی است که سپاسش می گویم.
****