ب...
بر شانه عجب بار سترگی دارد
در سینه ی خود دل بزرگی دارد
نگذار که با تو چشم در چشم شود
در میشی چشم هاش گرگی دارد.
***
استاد ارجمند جناب دکتر ابن محمود عزیز درپیامی که برای رباعی سه پست قبل نوشته اند فرمایشی متین و درست داشته اند که :
(نویسنده: ابن محمود
جمعه 27 مهر1386 ساعت: 11:7
سلام مؤمن!
راستياتش اين رباعي خيلي ما را قلقلك ندارد.
در رباعي قبلي هم ان قلتي لازم است:
اگر چند تا پيچك بهم بپيچند. عشق اتفاق مي افتد؟ نه، حضرت عباسي اتفاق ميافتد؟
حالا اگر دو تا پيچك بودند چيزي! اين عشق دسته جمعي قدري كراهت دارد.
از ما گفتن بود، دگر خود داني!)
راستياتش اين رباعي خيلي ما را قلقلك ندارد.
در رباعي قبلي هم ان قلتي لازم است:
اگر چند تا پيچك بهم بپيچند. عشق اتفاق مي افتد؟ نه، حضرت عباسي اتفاق ميافتد؟
حالا اگر دو تا پيچك بودند چيزي! اين عشق دسته جمعي قدري كراهت دارد.
از ما گفتن بود، دگر خود داني!)
که بنا به وظیفه ی شاگردی ضمن سپاس از ایشان رباعی را به این صورت اصلاح کرده ام .اگر چه باز هم جای کار دارد:
یک حادثه یک درنگ اندک در هم
جاری شدن دو رود کوچک در هم
جز عشق مگر چه می تواند باشد
پیچیدن ساقه ی دو پیچک در هم
باز هم از تذکر استادانه ی دکتر ابن محمود تشکر می کنم.
****
قالب جدید وبلاگ هم کار دوست بسیار عزیزم جناب آقای محمدرضا سلطانی است که سپاسش می گویم.
****
+ نوشته شده در 2007/10/28 ساعت 8:22 توسط جليل صفربيگي
|
-3/11/1353-ایلام.دبیرریاضی-((من رمز پیروزی را نمی دانم ولی رمز شکست این است که سعی کنی همه را راضی کنی)) من هم مثل بسیاری دیگر از شاعران این کشور در حال تجربه کردن هستم.آثاری دارم که سرشار از ضعف و ایرادند.اهل تعارف نیستم و توانایی ها و ناتوانایی هایم را تا حدود زیادی می دانم .از نقد و نظر دوستان هم استقبال می کنم.استاد!!نیستم و خودم دنبال استاد خوب می گردم.دهاتی ام و علاوه بر معلمی شغل شریف کشاورزی راهم دوست دارم.اینجا محلی است که تجربه هایم را با دوستان دیگر به اشتراک می گذارم.جز اینجا هر شعری یا نوشته ای از من منتشر شود مستند نیست مگر اینکه از اینجا با ذکر نشانی برداشت شده باشد این هم ایمیل من:jalil313@yahoo.com