بی تنها
- یوزی در یوزه ام
کمین کرده ام پشت سایه ام
کمین و زمین خورده ی غزالی
پلنگان لنگان
لاشخورها دور و برم پر پرسه می زنند
...
در این بیشه زار زار می گریم
شغال بی چشم و روباهی
از این حوالی لی لی کنان
گور خرامید و رفت
دریغ از بیداری ببران هایم
/////
(از مجموعه بی تنها)
+ نوشته شده در 2013/12/10 ساعت 8:57 توسط جليل صفربيگي
|
-3/11/1353-ایلام.دبیرریاضی-((من رمز پیروزی را نمی دانم ولی رمز شکست این است که سعی کنی همه را راضی کنی)) من هم مثل بسیاری دیگر از شاعران این کشور در حال تجربه کردن هستم.آثاری دارم که سرشار از ضعف و ایرادند.اهل تعارف نیستم و توانایی ها و ناتوانایی هایم را تا حدود زیادی می دانم .از نقد و نظر دوستان هم استقبال می کنم.استاد!!نیستم و خودم دنبال استاد خوب می گردم.دهاتی ام و علاوه بر معلمی شغل شریف کشاورزی راهم دوست دارم.اینجا محلی است که تجربه هایم را با دوستان دیگر به اشتراک می گذارم.جز اینجا هر شعری یا نوشته ای از من منتشر شود مستند نیست مگر اینکه از اینجا با ذکر نشانی برداشت شده باشد این هم ایمیل من:jalil313@yahoo.com