ص...

 

صبح علی الطلوع رفته ای

شترانی که از فنیقیه شیشه آورده اند

رم می کنند

-باید جایی خیلی دور

کسی نام تو را برده باشد-

رفته ای

و این کاروان سرا را با خودت برده ای

غروب ها

مادیانی در من سقط می کند

 

 

***

 

تکمله:از عنایات! و محبت های! صادقانه ی !صاحبان وبلاگ های زیر بی نهایت ممنونم.امیدوارم روزی برسه محبت هایشان را به احسن وجه جبران کنم!!!

kistamman.blogfa.com

banafshe1.blogfa.com

hich1.blogfa.com

و......

 

 

خ...

خوشبختی در ایلام

زنی است

که شکم پنجمش را هم دختر زاییده

روی نفت خوابیده

کبریت زیر سرش می گذارد

خوشبختی در تهران

زنی است

که ۲۰۶ نقره ای دارد

و دنبال جای پارک می گردد

از اینجا تا تهران

۸۰۰ کیلومتر راه است

 

 

چند بهاریه تکراری!!

۱

من نام کسی نخوانده ام الا تو

با هیچ کسی نمانده ام الا تو

عید آمد و من خانه تکانی کردم

از دل همه را تکانده ام الا تو

 

۲

دل بی تو درون سینه ام می گندد

غم از همه سو راه مرا می بندد

امسال بهار بی تو یعنی پاییز

تقویم به گور پدرش می خندد

 

۳

امسالم و پیرارم و پارم رد شد

از شهر جوانی ام قطارم رد شد

مانند زنی سبزه بهار عمرم

زنبیل به دست از کنارم رد شد

 

 

ب...

با رفتن تو من از خودم هم سیرم

با عقربه ها ثانیه ها درگیرم

مرگ آمده راه نفسم را بسته

وقتی چمدان بسته شود می میرم

 

 ***

ابراز هم دردی!

 

 

 

ز...

زیبایی

اسبی وحشی است

که چار نعل می تازد

رام نشدنی و دست نیافتنی است

فقط

باید از دور به او نگریست

و آه کشید

 

 

 

ا...

اتاقی دو نفره ام

در مسافرخانه ای متروک

در شهری دور افتاده

سال هاست

پای هیچ مسافری به من نخورده است

موریانه ها

مشتریان همیشگی تخت هایم هستند

 

 

ب...

باد است که دست برده در موهایت

موج است که پیچ خورده در موهایت

تا دست  زدم  گزید  انگشتم  را

این مار سیاه مرده در موهایت

 

 

***

شبستانه


***


ناله های فرات



د...

در آب که شستی تن بی تابت را

دیدند  تمام  رود ها  خوابت را

لبهام به شکل بوسه-ماهی شده اند

بنداز  درون  آب  قلابت  را

 

***

 

شعر دعای مستجاب است

 

؟؟؟؟؟

 

د...

دیوانه و مست دوستت دارم را...

از هر چه که هست دوستت دارم را...

یک لحظه عوض نمی کنم با دو جهان

این یک کف دست دوستت دارم را

 

 

ل...


لبهای عتیق تو مرا می خواند

لبخند بلیغ  تو مرا می خواند

یک برج در آستانه ی ریختنم

آغوش عمیق تو مرا می خواند 


***

چاپ پنجم "کم کم کلمه می شوم"منتشر شده و چاپ دوم "عاشقانه های یک زنبور کارگر" در راه است.دوستانی که می توانند در توزیع کتاب ها کمک کنند ...کمک کنند!!

 

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین ع

۱

فریاد حسین را شنیدیم همه

از کوفه به سوی او دویدیم همه

رفتیم به کربلا ولی برگشتیم

از شمر امان نامه خریدیم همه

2

سجاده به دوش ها همه آمده اند

آن حلقه به گوش ها همه آمده اند

ذی الحجه و مکه و محرم نزدیک

شمشیر فروش ها همه آمده اند

3

انگار تمام شهر تسخیر شده

بنگاه فروش غل و زنجیر شده

از چارطرف حرمله ها آمده اند

بازار پر از نیزه و شمشیر شده

 

4

آن روح زلال و صیقلی زینب بود

آیینه ی غیرت علی زینب بود

هر چند امام و مقتدا بود حسین

پیغمبر کربلا ولی زینب بود

5

هم یاور و خواهر برادر هایش

هم بود برادر برادر هایش

یک عمر برای پدرش مادر بود

حالا شده مادر برادرهایش

6

ان روز حسین یک صدا زینب بود

آیینه ی غیرت خدا زینب بود

زینب زینب زینب زینب زینب

آن روز تمام کربلا زینب بود

7

دستان بریده نعش بی سر دجله

تنها و غریب و بی برادر دجله

یک سوی حسین و سوی دیگر عباس

یک چشم فرات و چشم دیگر دجله

8

هر چند کلاس درس او یک واحه ست

راهی که به آنجا نرسد بی راهه ست

پیران همه طفل مکتب او هستند

این پیر طریقتی که خود شش ماهه ست

9

افتاد تب هلاک توی سرتان

یک آتش سهمناک توی سرتان

لب های رقیه از عطش خشک شده

ای این همه آب!خاک توی سرتان

10

ابر و مه و خورشید و فلک گریان است

دریا به خروش آمده و توفان است

با سوز و گداز نوحه می خواند باد

زنجیر زن دسته ی ما باران است

11

در سوگ تو سنگ می زند بر سینه

گل با دل تنگ می زند بر سینه

با سوز و گداز نوحه می خواند باد

باران چه قشنگ می زند بر سینه

12

با اذن تو تیر پر به سوی تو گرفت

جا در سر و پیشانی و روی تو گرفت

وقتی که برید حنجرت را خنجر

صد بار اجازه از گلوی تو گرفت

13

بنویس که با شتاب باید برسد

فورن ببرش جواب باید برسد

لبهای رقیه از عطش خشک شده

این نامه به دست آب باید برسد

14

"والصبح" قسم به شام جان کاه تو بود

"والیل "قسم به روز اگاه تو بود

هفتاد و دو تکه شد تن آینه ات

"والشمس" قسم به صورت ماه تو بود

15

مردانه به قلب آن همه تیر زدی

با زخم چه طعنه ها به شمشیر زدی

بر هر چه که هست در نماز آخر

یک مرتبه هفتاد و دو تکبیر زدی

16

چرخید خداوند به دور سر تو

زد بوسه به پاره پاره ی پیکر تو

والله که کشتی نجات همه است

گهواره ی کوچک علی اصغر تو

 

17

بین تو و او عشق فقط نصف شده

چون موی به موی و خط به خط نصف شده

شق القمری که کرده بودی این است

این ماه که با تو از وسط نصف شده

 

۱۸

یا من هو اسمه دوا یا عباس!

یا من هو ذکره شفا یا عباس

نگذار خدا نکرده کافر بشوم

عباس خداست یا خدا...یا عباس

۱۹

افتاد در آغوش زمین سرو تنت

پیچید میان دشت عطر بدنت

تسبیح تو را ماه به گردن انداخت

سجاده ی آفتاب شد پیرهنت

۲۰

آن روز چقدر با صفا خواند نماز

انگار که با خود خدا خواند نماز

یک بار دگر قبله عوض شد آن روز

چون کعبه به سمت کربلا خواند نماز

۲۱

چون رود رها شدی رها و سرمست

دریا نم نم به موج هایت پیوست

باران دارد به سمت تو می آید

هر قطره گرفته است چتری در دست

 

 

ا...

در حنجره هاي  ما  صدا را بفشار

صوت و سخن و حرف و هجا را بفشار

تاريكي از اين قشنگ تر مي خواهي؟

اي  مرگ  بيا  گلوي  ما را بفشار

***

 

نقد جناب فرامرز محمدي پور بر كم كم كلمه مي شوم

 

نقد جناب حسين ديلم كتولي بر او نويسي

 

 

ا...

 

انگار همیشه جای یک تن خالی ست

این بار کسی نیست نه!اصلن خالی ست

یک نیمکت نشسته دارم  در خود

جای دو نفر همیشه در من خالی ست

ا...

 

لب های من و تو قطره قطره باران

رفتیم  من  و  تو  زیر  چتر  باران

یک هایکو-بوسه ی طلایی شده است

سطر من و

  سطر تو و

    سطر باران

 

 

م...

 

ماسیده شب و سکوت در رگ هایش

چادر زده عنکبوت در رگ هایش

ایلام و هزار زخم کاری بر تن

خون مردگی بلوط در رگ هایش

 

 

 

ب...

با آنکه برای شعله هایش حد نیست

از حال بلوط اگر بپرسی بد نیست

می سوزد و می سوزد و... نه! می رقصد

این سوختگی هنوز صد در صد نیست

 

***

بلوط های جوان منتشر شد

 

 

ا...

از پل های زیادی پریده ام

در رودخانه های بسیاری غرق شده ام

بارها

شاخ به شاخ شده ام با زندگی

بارها

گلوله خورده ام

و بارها

مرده ام

عشق

از من یک بدل کار حرفه ای ساخته است

 

 

ب...

بر خاك نشست و غربت اندوزي كرد

بر دامن خويش ، زخم گل دوزي كرد

ايلام  ، زن  بلوطي  قصه ي  ما

يك روز به تنگ آمد و خودسوزي كرد

 

 

 

ا...

انگار  تمام  باورم  زخم  شده

یک ایل بلوط در سرم زخم شده

ایلام چه دست های زبری دارد

مثل کف دست پدرم زخم شده

 

 

 

س...

سیگاری نیستم

اما

به تو که فکر می کنم

مزرعه ی بزرگی از توتون

در سرم آتش می گیرد

 

 

د...

در زد کسی انگار که مهمان داریم

در سفره گرسنگی فراوان داریم

امروز  پدر  ابر  زیادی  آورد

مانند همیشه شام باران داریم

 ***

خوانش شعري از جليل صفربيگي ؛ خلق جهان در ساحت زبان

حمیدرضا شکارسری 

 

 

ا...

این چشم دریده چشمه ی  فریاد است

پژواک سکوت سنگ ها در باد  است

با من به چه چیز زندگی خیره شده

این آینه ای که کور مادر زاد است؟

برای مولا علی علیه السلام

 

هر که مست است مست روی علی است

هر چه مستی است از سبوی علی است

 

تاک را  کاشت  با  دو  دست  خودش

باده یک قطره از وضوی علی است

 

ای  که پرسیدی (آمدم ز کجا)*

بر تنت  گرد و خاک  کوی علی است

 

هر کسی اصل خویش را جوید

به یقین گرم جستجوی علی است

 

از علی آمده است هر چه که هست

بازگشت همه به سوی علی است

 

آنچه تنزیل بر  محمد  شد

با خدا شرح گفتگوی علی است

 

معنی  (اینما تولوا...)  چیست

هر طرف رو کنید روی علی است

 

او خدا نیست نه! خدا او نیست

که خدا هم در آرزوی علی است

 

هو علی هو علی  علی هو هو

دو جهان غرق های و هوی علی است

 

 

****

* از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

مولانا

 

 

د...

دیدی که فقط ...فقط (تو) هستی و (من)م

از  چار طرف  دریده  شد   پیرهنم

زیبایی لامذهبت آن قدر خداست

که مانده ام از تو یا خدا دل بکنم!

 

 

 

 

م...

می گریم و چشم هایم از ابر پر است

کافی است که دیگر دلم از صبر پر است

ای  چشم  غزال  کم  بیا   نزدیکم

پاهای  من  از  دویدن ببر  پر است

 

 ***

از قدیما:

آمد رمضان و التهابی است به لب

هر لحظه مرا حسرت آبی است به لب

با شوق لب تو ربنا می خوانم

هر بوسه دعای مستجابی است به لب

 

 

 

برای استاد پیشرفت

دریای انسانیت و معرفت

 

رود است که گر چه بسترش از سنگ است

با عشق دلش همیشه آبی رنگ است

گنجایش   او   هزار   اقیانوس   است

دریا به تن قطره ای از او تنگ است

 

ر...

رودخانه اي در سرم دارم

رودخانه اي در قلبم

رودخانه اي در مشتم

رودخانه اي در جيبم

مي خواهم دريا بشوم

بغلت كنم

همين!

***

چاپ دوم (واران) با شمارگان ۵۰۰۰ جلد از سوي نشر تكا منتشر شد

چاپ دوم (او نويسي) هم در راه است انشاءالله

 

 

 

نيمه شعبان مبارك!

چند رباعي از (او نويسي)

 

۱

يك عمر تو زخم هاي ما را بستي

هر روز كشيدي به سر ما دستي

شعبان كه به نيمه مي رسد آقا جان!

ما تازه به يادمان مي آيد هستي!

 

۲

 

هم چاه سر راه تو بايد بكنيم

هم اينكه از انتظار تو دم بزنيم

اين نامه ي چندم است كه مي خواني

داريم ركورد كوفه را مي شكنيم

 

۳

 

هر چند كه خسته ايم از اين حال نيا!

شرمنده! اگر ندارد اشكال نيا!

ما خط تمام نامه هامان كوفي است

آقاي گلم زبان من لال نيا!

 

۴

 

سر تا سر جان ما پر از تب نشده

چون جام جنون ما لبالب نشده

ما منتظريم ماه كامل بشود

دور قمري چهارده شب نشده

 

۵

 

هر چند كه بيمار تو هستيم همه

ديوانه ي ديدار تو هستيم همه

بين خودمان بماند آقا عمري است

انگار طلب كار تو هستيم همه

 

۶

 

هر روز به ما اگر كه سر هم بزني

بر ريشه ي خواب ما تبر هم بزني

آقا تو كه خوب مي شناسي ما را

زنگ در خانه را اگر هم بزني...

 

۷

 

از مزرعه هاي كوچك بعضي ها

برچيده شود مترسك بعضي ها

آقا خودمانيم چه كيفي دارد

وقتي بزني به برجك بعضي ها

 

۸

 

اين مرد كه در ره است بايد او را...

مي ترسم اگر سر زده آيد او را...

از هر كه سراغ او گرفتم ديدم

در شهر كسي نمي شناسد او را

 

۹

 

اي قبله ي ابرهاي بار آور تو!

دريا به نماز ايستاده در تو

باران كه گرفته است تسبيح به دست

دارد صلوات مي فرستد بر تو

 

 

د...

دوست داشتن

صدای چرخاندن کلید است در قفل

عشق

باز نشدن آن

کاری که ما بلدیم  اما

باز کردن در است با لگد!

 

 

 

ر...

روی پیغام گیر

سکوت تو موج می زند

شماره ات را می گیرم

زنی که در تابلو مینیاتور است

فالگوش می ایستد

آن سو

تویی که حرف می زنی

این سو

گوشی دست مردی است

که نمی شناسمش!