خورشید به دست

 

د...

لبریز شکست هم چنان می گردم

دیوانه و مست هم چنان می گردم

در شهر شما در به در انسانم

خورشید به دست هم چنان می گردم

 

 

 

السلام علیک یا اباعبدالله

این بغض که در گلو...اگر بگذارند

با این همه های و هو اگر بگذارند

از خیمه صدای العطش می آید

این خیل بلندگو اگر بگذارند