ما نیز مردمانیم
ما نیز مردمانیم
روزنامه آرمان شنبه ۲۷/۹/۸۹
ما نیز مردمانیم
جلیل صفر بیگی - وقتی معدن کاران شیلیایی در عمق هفتصد متری زمین گرفتار شدند به ناگاه موج خبری عظیمی در سراسر جهان راه افتاد و ابعاد مختلف این حادثه را پوشش دادند. موجی از بیم و امید مردم سراسر جهان و مخصوصا شیلیاییها را فرا گرفت.بسیاری ابراز همدردی کردند.
عدهای به کمک شتافتند و عده بیشتری دعایشان کردند.در اطراف این قضیه سیاستمداران و هنرمندان وگروههای مختلف اجتماعی به بهره برداریهای درست و نادرست پرداختند و خدا را شکر حادثه ختم به خیر شد.انسانهایی فارغ از رنگ و نژاد و قومیت خاص نجات یافتند و همه بشر از این موضوع خرسند شدند. سیل ویران گر و خانمان برانداز پاکستان را هم به یاد داریم که رسانهها به درستی بسیج شدند و ابعاد آن را مشخص کردند و در تهییج افکار عمومی نقشی اساسی داشتند. همه از ابعاد آن مطلع شدند و به عمق فاجعه پی بردند.باز هم عدهای کمک کردند عدهای تسلی دادند و عدهای دعا کردند. همین چند روز پیش حادثه تلخی در تهران و روبروی چشم هزاران نفر اتفاق افتاد که مدتی کانون توجه رسانهای بود. قتل انسانی توسط انسانی دیگر و بیتوجهی و کم اهمیتی عابران و بینندگان این حادثه ونهایتا مرگ انسانی که تاسف بار بود و هست. پوشش خبری و رسانهای این فجایع فرصت و زمینه را برای پرداختن به ابعاد مختلف آنها فراهم میکند و هر کسی بنا به تخصصی که دارد به بررسی آن میپردازد. از برکات رسانهها در دنیای امروز همین ایجاد موجها و جلب توجههاست. گاه اما فجایعی رخ میدهد که یا در منظر چشم رسانهها نیستند یا کسی آنها را نمیبیند یا ممکن است بنا بر دیده نشدن انها باشد.ابعاد انسانی آنها نیز کم از هیچ یک از وقایع ذکرشده نیست بلکه گستردهتر و درازدامنترند. یکی از این فجایع که متاسفانه به شکل غمانگیزی با کمتوجهی مواجه شده است پدیده تلخ و غم انگیز خودکشی در استان ایلام است. خودکشی از پدیدههای اجتماعی است که همه جوامع بشری به نوعی با آن دست به گریبانند. نمیخواهم و در توان و دانش من نیز نیست که به انواع آن و علل و دلایل وقوع یا پیشگیری از آن اشاره کنم. فقط چند سوال به ظاهر ساده در این خصوص میپرسم و پاسخ را میگذارم برای آنها که تخصصی در این زمینه دارند یا احیانا مسئولیتی. آمار خودکشی در استان ایلام هیچ گاه به درستی و دقیق منتشر نشده است.ولی آن چه مسلم و واضح است اینکه این آمار که به صورت غیررسمی در میان نخبگان فرهنگی و اجتماعی منتشر است بالا و خیره کننده است . البته سال گذشته در همایش ملی خودکشی که در استان ایلام برگزار شد رسما اعلام شد که بالاترین نرخ خودکشی و مخصوصا خودسوزی در جهان متعلق به استان ایلام است. نمیدانم که متولی رسیدگی به امور اطلاع رسانی و ... در این باره کیست و چه دستگاه یا نهاد اداری و رسمی است.اما آمارهای غیررسمی حکایت از عمق فاجعه و ابعاد تکان دهنده آن دارد. چرا در این زمینه «اطلاعرسانی و آگاهی بخشی عمومی صورت نمیگیرد؟ چرا همه سر در لاکمان فرو بردهایم و گوشمان را گرفتهایم و چشممان را بستهایم وسردرگریبان فرو بردهایم؟ مگر یک مرد یا زن ایلامی چه فرقی با یک مرد یا زن شیلیایی یا پاکستانی یا تهرانی دارد؟ چرا نخبگان اجتماعی و فرهنگی و ورزشی و...استان و کشور سکوت کرده اند در مقابل این واقعه دردناک انسانی؟ چرا؟ کجایند نهادهای مددرسان اجتماعی و...؟ چرا باید هر روز خبر خودکشی و خودسوزی چند نفر را بشنویم و بیتفاوت باشیم؟ منکر فعالیت ارگانها و نهادهای مسئول در این زمینه نیستم. قطعا کارهایی کردهاند و زحمتهایی کشیده اند و میکشند.اما چرا نتیجه نمیدهد؟فکر نمیکنید روشها درست نبوده یا...؟ کجای کار ایراد دارد؟ لطفا یکی بیاید ما را کمک کند. ما نیز مردمانیم.
***
-3/11/1353-ایلام.دبیرریاضی-((من رمز پیروزی را نمی دانم ولی رمز شکست این است که سعی کنی همه را راضی کنی)) من هم مثل بسیاری دیگر از شاعران این کشور در حال تجربه کردن هستم.آثاری دارم که سرشار از ضعف و ایرادند.اهل تعارف نیستم و توانایی ها و ناتوانایی هایم را تا حدود زیادی می دانم .از نقد و نظر دوستان هم استقبال می کنم.استاد!!نیستم و خودم دنبال استاد خوب می گردم.دهاتی ام و علاوه بر معلمی شغل شریف کشاورزی راهم دوست دارم.اینجا محلی است که تجربه هایم را با دوستان دیگر به اشتراک می گذارم.جز اینجا هر شعری یا نوشته ای از من منتشر شود مستند نیست مگر اینکه از اینجا با ذکر نشانی برداشت شده باشد این هم ایمیل من:jalil313@yahoo.com