ب...

بر خاك نشست و غربت اندوزي كرد

بر دامن خويش ، زخم گل دوزي كرد

ايلام  ، زن  بلوطي  قصه ي  ما

يك روز به تنگ آمد و خودسوزي كرد

 

 

 

ا...

انگار  تمام  باورم  زخم  شده

یک ایل بلوط در سرم زخم شده

ایلام چه دست های زبری دارد

مثل کف دست پدرم زخم شده

 

 

 

س...

سیگاری نیستم

اما

به تو که فکر می کنم

مزرعه ی بزرگی از توتون

در سرم آتش می گیرد