بهاریه!!

۱

امسالم و پیرارم و پارم رد شد

از شهر جوانی ام قطارم رد شد

مانند زنی سبزه  بهار عمرم

زنبیل به دست از کنارم رد شد

 

۲

من نام کسی نخوانده ام الا تو

با هیچ کسی نمانده ام الا تو

عید آمد و من خانه تکانی کردم

از دل همه را تکانده ام الا تو

 

***

او نویسی هم آمد

 

او نویسی-جلیل صفربیگی

سر فرصت برای دوستان می فرستم

***

گ...

گیسوی تو روی شانه تا می لرزد

در عرش دل و دست خدا می لرزد

در تو چه شرابی است که با دیدن تو

زانوی  تمام  تاک ها   می لرزد

***

 

جشنواره منطقه ای راوی

 

***

 

او نویسی هم تا ۲۰ اسفند منتشر می شود