ر...
روزی که یکی بود و فقط سرمد بود
دریای وجود غرق جذر و مد بود
عقل آمد و زاده شد همه عالم از او
عشق است که لم یلد و لم یولد بود
+ نوشته شده در 2009/1/12 ساعت 16:19 توسط جليل صفربيگي
|
ر...
روزی که یکی بود و فقط سرمد بود
دریای وجود غرق جذر و مد بود
عقل آمد و زاده شد همه عالم از او
عشق است که لم یلد و لم یولد بود
سلام بر حسین
۱
در یا به خروش آمده و توفان است
ابر و مه و خورشید و فلک گریان است
با سوز و گداز نوحه می خواند باد
زنجیر زن دسته ی ما باران است
۲
در واقعه ای مخوف خون می ریزد
از زخم تن حروف خون می ریزد
تن پوش تمام کلماتش زخم است
از هر ورق "لهوف" خون می ریزد
سلام بر حسین و یارانش
۱
انگار تمام شهر تسخیر شده
بنگاه فروش غل و زنجیر شده
از چار طرف حرمله ها آمده اند
بازار پر از نیزه و شمشیر شده
۲
فریاد حسین را شنیدیم همه
از کوفه به سوی او دویدیم همه
رفتیم به کربلا ولی برگشتیم
از شمر امان نامه خریدیم همه