کم کم کلمه می شوم

پول کلم و هویج ها را پرداخت

کم کم کلمه...قافیه هایش را باخت

جوشید دلش میان سیر و سرکه

با شعر نمی شود که ترشی انداخت!

***

کم کم کلمه می شوم

مجموعه رباعی-۹۶ صفحه-شامل حدود ۱۸۰ رباعی (۷۰رباعی جدید و گزیده ای از رباعی های پیشین) به زودی(تا دو هفته ی دیگر) منتشر می شود.دوستانی که تمایل دارند خریداری!!!کنند پیام بذارند یا ایمیل بزنند.اگرهم دوستی می تواند در شهرش توزیع کند اطلاع دهد!!

دوستانی که تمایل دارند نشانی پستی شان را ایمیل کنن یا پیام خصوصی بذارن.

 

السلام علیک یا ابا عبدالله!

 

۱

آن روز حسین یک صدا زینب بود

آیینه ی غیرت خدا زینب بود

زینب زینب زینب زینب زینب

آن روز تمام کربلا زینب بود

 

۲

هرچند کلاس درس او یک واحه ست

راهی که به انجا نرسد بی راهه ست

پیران همه طفل مکتب او هستند

این پیر طریقتی که خود شش ماهه ست

 

۳

در پیش تو  عشق مشق غیرت می کرد

غیرت به شجاعتت حسادت می کرد

آن روز خدا به کربلا آمده بود

با دست بریده ی تو بیعت می کرد

 

۴

عمری است اگرچه پیش رویت خجلم

با عشق تو آمیخته است آب و گلم

هرچند شبی دراز دارم در پیش

پیش قمر تو سخت قرص است دلم

 

۵

شد قطع دو دست نازنینت عباس!

جز عشق مگر چه بود دینت عباس؟

در یاوری عشق برون آمده بود

دستان خدا از آستینت عباس!

 

م...

مه پشت در است رود سرگردان است

بی چتر نرو! خانه پر از باران است

از جانب من ببوس ماهی ها را

یادت نرود کلید در گلدان است.

همه ی رباعی ها برای دکتر سهرابی

 

۱

گیسوی فرشته ها رها در باران

لرزیدن شانه های ما در باران

چرخیدن دستمال رنگین در باد

رقصیدن کردی خدا در باران

 

۲

لرزان لرزان گشود بالی در باد

ناگاه  دویدن   کژالی  در  باد

لرزان "له رزان له ر زان هو له ر زانه!"

چرخید دوباره دستمالی در باد

 

۳

وقتی دل ایلام ز غم می گیرد

انگار که شعله در " شلم" می گیرد

یک مرتبه بغض "سیمره" می ترکد

با "هوره" کبیر کوه دم می  گیرد

 

۴

آویشن و پونه خواهرانم هستند

بادام و بلوط هم زبانم هستند

من خون کبیر کوه در رگ دارم

"مانشت" و " شلم"  برادرانم هستند

 

****

-کژال: غزال

-له رزان له رزان...larzan larzan hoo larzana از ترانه هاي مشهور كردي

-شلمshalam كوهي در ايلام

-مانشت manesht كوهي در ايلام

-كبير كوه -كوهي در ايلام

-سيمره: رودي در ايلامsaymareh

-هوره: آواز اساطيري و بومي كردها hooreh

 

 

م...

مانند همیشه دست و پایش گم شد

در هق هق زندگی صدایش گم شد

مرگ آمد و رفت در نخ زندگی اش

زن توی کلاف کاموایش گم شد.