س...
سرد است تبی که در تنم افتاده
نام چه کسی از دهنم افتاده؟
یک روز یقینن خفه ام خواهد کرد
دستی که به دور گردنم افتاده
+ نوشته شده در 2006/12/20 ساعت 14:38 توسط جليل صفربيگي
|
س...
سرد است تبی که در تنم افتاده
نام چه کسی از دهنم افتاده؟
یک روز یقینن خفه ام خواهد کرد
دستی که به دور گردنم افتاده
ر...
رفتن ...به امید و آرزویی رفتن
برگشتن و باز رو به سویی رفتن
گاهی همه ی زندگی ما خوابی است
در فاصله ی دو دستشویی رفتن
م...
من قرعه به نامم از ازل افتاده
یک مرد همیشه در هچل افتاده
در عشق تو بدجور گرفتار شدم
مثل مگسی که در عسل افتاده!
ب...
بگذار که از تنم خودم را بکنم
در بهت و سکوت گردنم را بزنم
حالا شده ام خودِ خود ِ تنهایی
لطفن سر ِ مرگ را بچسبان به تنم.
ک...
کم روی سر سکوت آوارم کن
یک بار دگر به شعر وادارم کن
می خواهم از این شعر به شهری بروم
یک پلک به صبح مانده بیدارم کن