سلام

با عذرخواهی از دوستانی که سر می زنند و فرصت پاسخگویی به محبت هایشان را پیدا نکرده ام.چند وقتی است گرفتارم!!-مشغول کار گلم-انشاءالله به زودی از خجالت دوستان در می آیم.

 

ش...

شعر آمد و از شهر تب و تابم برد

با خویش به دریاچه ی مهتابم برد

دریاچه چه لالایی ماهی می خواند

آرام  در  آغوش  خدا  خوابم  برد .

ب....

برخاست که از عمق گلو پارس کند

در آینه های رو به رو پارس کند

باید که به سایه ی خودش گیر دهد

وقتی که سگی نیست به او پارس کند

د...

دائم غم تازه پیش باید بکشی

هی دایره دور خویش باید بکشی

ای زندگی سگی ولم کن! تا کی

مردار مرا به نیش باید بکشی؟