م...

مانند علف های لب مردابیم

خوابیم و همیشه تا کمر در آبیم

مرگ آمده است زندگی صید کند

ما هم که همه کرم سر قلابیم

ب....

با برگ (بلوط )پیر قنداقم کرد

با شیر پلنگ و شیره ی (ون) پرورد

تا زاده شدم ناف مرا سنگ برید

من را پدرم کوه به دنیا آورد

م...

من از سر شعر دست اگر بردارم

شاید سر راحت به زمین بگذارم

خوابم که نمی برد به این زودی ها

باید  دو  هزار  گرگ  را  بشمارم.

م...

من سر به تنم زیاد بود از اول

شالوده ام از تضاد بود از اول

ابعاد مرا عشق به هم ریخته بود

روحم به تنم گشاد بود از اول