مكاشفه ي اول
در آغاز فقط كلمه بود عشق
نه من بودم
نه تو
هنوز
((دوستت دارم)) نازل نشده بود
من داشتم برادري را كه نداشتم مي كشتم
كلاغي كه به خانه اش نرسيده بود
قاري ِآوازي شد
كه خاك را بر من نازل كرد
من تازه داشتم برادرم را مي كاشتم
كه تو سبز شدي
بر كوه نشسته بودم
پدرم پسري خلف نياورده بود
تو نبودي
من مي گريستم
مي گريستم
مي گريستم
نخواستم كه بايستم
سر به كوه گذاشتم
به ميقاتي كه با تو نداشتم مي آمدم
آتشي به جانم انداخته بودي كه سينه ام را مي سوزاند
و خداوند به من فرمان ايست!
ايست!
ايست!
داده بود و
من نايستاده بودم
گوساله كردي مرا
كه عشق خر مي كند عزيزم!
و من شده بودم
جادو شدم
هيچ ماري عصاي دستم نشد
رودي ، دريايي نبود دل بزنم
بشكافم از هم
فراري دهم تو را از قبيله ات
هنوز بيدار نشده بود خدا
كه من از خواب ماه و ستاره پريدم
پدرم در آمد تا برايت خواب ديدم
برادراني كه نداشتم
به خوابم سرك كشيدند
سگ در رگ هايشان له له زد
گرگ از سرشان پريد
و تا دهان به ((دوستت دارم)) گشودم
افتادم در چاهي كه خودم كردم
برادرانت اما
زيبايي ات را چوب حراج زدند
و در هم فروختندت
من فقط پيراهني بيشتر از تو پاره كرده بودم
و گر نه
اين بيماري
مصري بود عزيزم!
سرم را برايت فرستادم
در تشتي كه طلا اما نبود
تاج خاري حتي بر سرم نداشتم
پدرم مقدس نبود
نخلي مادرم نشده بود
شير هيچ خرمايي را نخورده بودم
جز تو
حرفي نداشتم بزنم
زمين گهواره ام نبود
ديوانه اي از من بيرون زده بود
و كودكان محله
حواريونم بودند
خدايم تو بودي و
بتي تراشيده بودم از خودم
شكستي مرا
دست بسته
چشم بسته
مرا كشاندي
به آتشي كه در من بر پا كرده بودي
و من
پسري، سري نداشتم قرباني ات كنم
به كوه زدم
با جنيان و پريان نشستم و بر نخاستم
چشمك زده بودي و
در چشم به هم زدني
((تخت ترا و بخت ترا دزديدم))
من اما همچنان
((خواب يك ستاره ي قرمز مي ديدم))
و موريانه ها خوابم را خورده بودند
در آغاز فقط كلمه نبود
تو بودي كه طعمه ي ماهيانم كردي
با ماهيان خنديدم و رقصيدم
پري دريايي ام بودي
شاه ماهي رگهايم
دريا در من موج گرفته بود
در خونم شنا كردي
من زبان موج ها را نمي دانستم
در اوج بودم و به موجم سپردي
دريا را من ديوانه كرده ام يا تو؟
-3/11/1353-ایلام.دبیرریاضی-((من رمز پیروزی را نمی دانم ولی رمز شکست این است که سعی کنی همه را راضی کنی)) من هم مثل بسیاری دیگر از شاعران این کشور در حال تجربه کردن هستم.آثاری دارم که سرشار از ضعف و ایرادند.اهل تعارف نیستم و توانایی ها و ناتوانایی هایم را تا حدود زیادی می دانم .از نقد و نظر دوستان هم استقبال می کنم.استاد!!نیستم و خودم دنبال استاد خوب می گردم.دهاتی ام و علاوه بر معلمی شغل شریف کشاورزی راهم دوست دارم.اینجا محلی است که تجربه هایم را با دوستان دیگر به اشتراک می گذارم.جز اینجا هر شعری یا نوشته ای از من منتشر شود مستند نیست مگر اینکه از اینجا با ذکر نشانی برداشت شده باشد این هم ایمیل من:jalil313@yahoo.com