۱

كم زندگي مرا نمايش بدهيد

 

تابوت براي من سفارش بدهيد

 

بايد بروم گور خودم را بكنم

 

لطفن دو سه سطر مرگ را كش بدهيد

۲

خسته شدم از دست جليلي كه منم

 

از شاعر هيچ زن ذليلي كه منم

 

با جادوي عشق كاش گنجشك شوم

 

بيزارم از اين كروكوديلي كه منم

 

..

مرگ آمد و بیخ گوش من وز وز کرد

هرگز!هرگز!هرگز!هرگز!هرگز!کرد

مانند پرنده ای که خیس خیس است

عشق آمد و در کنج دل من کز کرد

۱

یک عمر در اضطراب ماندیم همه

در تاب و تب و عذاب ماندیم همه

این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد

عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه

۲

ای کاش که عشق آبرویت می ریخت

یا سرب مذاب در گلویت می ریخت

اه ای دل ورپریده ی من ! ای کاش

یک کتری اب جوش رویت می ریخت

 

...

من آمده ام که با تو راهی باشم

آنی که تو از دلم بخواهی باشم

دريا بغلم کن! بغلم کن دريا!

می خواهم از اين به بعد ماهی باشم!

آخرین بوسه!

برای عبدالرحیم سعیدی راد

در حق دلم چه کار خوبی کردم

با ماه و ستاره پایکوبی کردم

با بوسه تمام (دوستت دارم )را

بر روی لب تو خالکوبی کردم

...

سی ساله شدم هنوز کودک هستم

هم بازی باد و بادبادک هستم

عاشق بشوم؟ نه! بچه ها منتظرند

من مادر چند کفشدوزک هستم!!

 

....

زيبايی تو خواب مرا ريخت به هم

آرامش مرداب مرا ريخت به هم

زيباتر از آنی که تحمل بکنم

زيبايی ات اعصاب مرا ريخت به هم