...
يک بار نه صد بار نه ...هر بار نفهميد
انگار نه انگار ...نه انگار نفهميد
فرياد زدم داد زدم دوستتان دا...
يک عمر به در گفتم و ديوار نفهميد
...
يک بار نه صد بار نه ...هر بار نفهميد
انگار نه انگار ...نه انگار نفهميد
فرياد زدم داد زدم دوستتان دا...
يک عمر به در گفتم و ديوار نفهميد
...
مجنونم و شکل بید دارم دکتر
می لرزم و ضعف دید دارم دکتر
لبهای من از تب جنون می سوزند
بوسیدگی شدید دارم دکتر!
بی تعارف!
راهم راهم راهم راهم راهم
گم گم گم گم گم گم در راهم
من آبروی رباعی ات را بردم
خیام!من از تو معذرت می خواهم
۱
باد آمد و رخنه کرد در باورها
پاییز وزید در رگ دفترها
بر روی ترانه های من بسته شدند
درها درها درها درها درها
۲
شاید من و تو به هم نباید برسیم
تا نوبت ما هم به سر آید
برسیم روزی من و تو به هم...
خدا می داند
شاید
شاید
شاید
شاید برسیم!
۱
لطفا دو سه سطر زندگی قرض بگير
لای کلمات مرده را درز بگير
نگذار به مردن دلم بو ببرند
اين شاعر مرده را خودت فرض بگير
۲
با قافيه و عروض شاعر هستند
جمعی که به نرخ روز شاعر هستند
اينان که فقط رديف کردن بلدند
پيش خودشان هنوز شاعر هستند!