بوسه!
برای سید علی میر افضلی
تا از لب تو شنید بوسه بوسه
از روی لبم پرید بوسه بوسه
پس کی تو مرا...کی تو مرا...کی تو مرا...؟
جانم به لبم رسید بوسه بوسه
بوسه!
برای سید علی میر افضلی
تا از لب تو شنید بوسه بوسه
از روی لبم پرید بوسه بوسه
پس کی تو مرا...کی تو مرا...کی تو مرا...؟
جانم به لبم رسید بوسه بوسه
رمان!
عشق آمد و ناگهانی از بوسه نوشت
یک آیه ی آسمانی از بوسه نوشت
با قرمز لبهای قشنگش تا صبح
بر روی لبم رمانی از بوسه نوشت
***
۱
برخيز که مهمان عزيز آمده است
از گردنه های تند و تيز آمده است
گل در قدمش بريز دامن دامن
پاييز عزيز برگريز آمده است
۲
در شهر چقدر چشم آهو شد سبز
در بهت محله مان هياهو شد سبز
رفتم سر کوچه و دم از عشق زدم
در سينه ی من هزار چاقو شد سبز
۳
من بی تو...مگر ...مگر منی بی تو هست؟
از زندگی بدون تو شستم دست
تصميم گرفتم از خودم بگريزم
مرگ آمد و بند کفشهايم را بست
وقتی (به سلامت ) است روی لب تو
انگار قیامت است روی لب تو
لب بر لب تو....دوباره بر می گردم
این بوسه امانت است روی لب تو
بوسه!
امروز خراب دیشبم از بوسه
لبریز حرارت و تبم از بوسه
بر روی لبم بدوز لبهایت را
امروز که من لبالبم از بوسه!