ا...
او مثل همیشه خواب هایش آبی است
کار من بی چاره ولی بی خوابی است
من گربه ی ولگرد خیابان هستم
او گربه ی چاق و چله ی قصابی است
(تو خواب عشق می بینی من خواب استخوان -اورهان ولی کانیک)
***
ی...
یکی یکی
پله ها را بالا می آیم
اولی
دوستت دارم
دومی
دوستت دارم
سومی
دوستت دارم
در را که باز می کنم اما...
حالا سالهاست
دسته گلی در گلویم گیر کرده است.
****
و...
وقتی که می بینمت
پرنده ای در گلویم آواز می خواند
اسبی در سرم شیهه می کشد
و باران
و باران
و باران
****
(کم کم کلمه می شوم) در نمایشگاه کتاب در غرفه های زیر عرضه می شود
*سالن شبستان اصلی-راهرو ۲۵- غرفه ۲۱ - نشر هنر پارینه
* سالن شبستان اصلی- راهرو ۱۴-غرفه ۳- انتشارات شانی و دقایق
***
جشنواره شعر اردیبهشت