تبليغاتX
واران

ا...

این دور رسیده است تا آخر؟ نه!

یک راه فرار هست؟نه!دیگر نه!

دنیا که همین  قفل فروش پیر است

یک عالمه دستگیره دارد ، در نه!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

ب...

بر دشت که جویبار را می دوزی

بر کوه که آبشار را می دوزی

باران نخ و سوزنی است در دستانت

بر روی زمین بهار را می دوزی

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

چ...

چشمان مرا فقط....فقط باید گرگ

من منتظرم چرا نمی آید گرگ؟

کس نیست که با تو چشم در چشم شود

در چشم تو بس که بچه می زاید گرگ

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

ک...

کو خنده و پچ پچ در  گوشی شان

انگار رسیده فصل خاموشی شان

در برف تن تو آن دو خرگوش سفید

رفتند به خواب ناز خرگوشی شان

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي  |