تبليغاتX
واران

م...

ما با تو که روبه رو شدیم آقا جان!

پیش تو بی آبرو شدیم  آقا جان!

خواندیم تو را و خودمان خوابیدیم

چوپان  دروغگو  شدیم  آقا  جان!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

چ...

چندی است دلم به کوچه ی عقل زده است

-دیوانه چه داند که چه خوب و چه بد است؟-

عشق تو به غیر درد سر نیست ولی

قربان سری که درد کردن بلد است

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

ن...

نه شرم و حیا نه عار داریم از تو

اما گله بی شمار داریم از تو

ما منتظر تو نیستیم آقا جان!

تنها همه انتظار داریم از تو

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  |