تبليغاتX
واران

بوسه!

برای سید علی میر افضلی

تا از لب تو شنید بوسه بوسه

از روی لبم پرید بوسه بوسه

پس کی تو مرا...کی تو مرا...کی تو مرا...؟

جانم به لبم رسید بوسه بوسه

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

رمان!

عشق آمد و ناگهانی از بوسه نوشت

یک آیه ی آسمانی از بوسه نوشت

با قرمز لبهای قشنگش تا صبح

بر روی لبم رمانی از بوسه نوشت

***

ارسطو

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

۱

برخيز که مهمان عزيز آمده است

از گردنه های تند و تيز آمده است

گل در قدمش بريز دامن دامن

پاييز عزيز برگريز آمده است

۲

در شهر چقدر چشم آهو شد سبز

در بهت محله مان هياهو شد سبز

رفتم سر کوچه و دم از عشق زدم

در سينه ی من هزار چاقو شد سبز

۳

من بی تو...مگر ...مگر منی بی تو هست؟

از زندگی بدون تو شستم دست

تصميم گرفتم از خودم بگريزم

مرگ آمد و بند کفشهايم را بست

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

 

وقتی (به سلامت ) است روی لب تو

انگار قیامت است روی لب تو

لب بر لب تو....دوباره بر می گردم

این بوسه امانت است روی لب تو

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جليل صفربيگي  | 

بوسه!

امروز خراب دیشبم از بوسه

لبریز حرارت و تبم از بوسه

بر روی لبم بدوز لبهایت را

امروز که من لبالبم از بوسه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جليل صفربيگي  |